Aw kazulumaatin fee bahril lujjiyyiny yaghshaahu mawjum min fawqihee mawjum min fawqihee mawjum min fawqihee sahaab; zulumatum ba'duhaa fawqa ba'din izaaa akhraja yadahoo lam yakad yaraahaa wa mal lam yaj'alil laahu lahoo noora famaa lahoo min noor
یا (اعمالشان) همچون تاریکیهایی در دریای پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری است، (و) بر فراز آن ابری (تاریک) است، تاریکیهایی است یکی بر فراز دیگری، (آن گونه که) هرگاه دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند، و کسی را که الله نوری برای او قرار نداده است، پس (هیچ) نوری برای او نیست.
English Sahih:
Or [they are] like darknesses within an unfathomable sea which is covered by waves, upon which are waves, over which are clouds – darknesses, some of them upon others. When one puts out his hand [therein], he can hardly see it. And he to whom Allah has not granted light – for him there is no light. (An-Nur [24] : 40)
1 Mokhtasar Farsi (Persian)
یا اعمالشان مانند تاریکیهایی در دریایی عمیق است، که موجی آنها را میپوشاند، و از بالای این موج موجی دیگر است، و از بالای آن ابری است که آنچه را ستارگان به آن هدایت میکنند میپوشاند، تاریکیهای متراکم که بر روی یکدیگر قرار دارند، کسیکه در این تاریکیها افتاده است هرگاه دستش را درآورد بر اثر تاریکی زیاد به سختی دستش را ببیند، و کافر اینچنین است، که تاریکیهای جهل و شک و حیرت و مُهر روی قلبش، بر او متراکم شده است، و هرکس که الله هدایت از گمراهی، و علم به کتابش را به او روزی نداده باشد، هیچ هدایتی نخواهد داشت که با آن راه یابد، و هیچ کتابی نخواهد داشت که از آن روشنایی برگیرد.
2 Islamhouse
یا [اعمالش] همچون تاریکیهایی در دریای ژرف است که موجی آن را میپوشانَد و بر فرازِ آن، موجی دیگر است [و] بر فرازش ابری [تاریک] قرار دارد. تاریکیهایی است یکی بر فراز دیگری؛ [چنان که] اگر [شخصِ گمگشته] دست خود را بیرون آورد، ممکن نیست آن را ببیند. و کسی که الله نوری [از هدایت] برایش قرار نداده باشد، [هیچ هدایت و] نوری برایش نیست.
3 Tafsir as-Saadi
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ و كافران اعمالشان به سرابي ميماند كه [فرد] تشنه در بيابان بيآب و علفي آن را آبي ميپندارد، تا چون به آن نزديك شود آن را چيزي نيابد، و خداوند را نزد خود بيابد و حسابش را تمام و كمال به او بدهد، و خداوند در حسابرسي سريع است. أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ يا مانند تاريكيهايي در دريايي ژرف است كه آن را موجي فروپوشانده كه بر فرازش موجي است و بر فراز آن نيز ابري است، تاريكيهايي است كه بر هم انباشته است، هر گاه دستش را بيرون آورد نزديك است آن را نبيند و كسي كه خدا نوري بهرهاو نكرده باشد او را نوري نيست. (39) خداوند این دو مثال را برای اعمال کافران زده است، مبنی بر اینکه اینگونه اعمالشان بیهوده و باطل از بین خواهد رفت؛ و انجام دهندگان، از آن حسرت میبرند. پس فرمود: (﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاۡ﴾) و کسانی که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و پیامبرانشان را تکذیب کردند، (﴿أَعۡمَٰلُهُمۡ كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ﴾) اعمالشان به سرابی میماند که در بیابانی بیآب و علف، شخص تشنه آن را آب میپندارد. (﴿يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمَۡٔانُ مَآءً﴾) فرد تشنهای که از شدت تشنگی گمان میبرد آن سراب، آب است. و این پنداری باطل است که فرد تشنه به سوی سراب میرود تا به وسیلۀ آن، تشنگی خود را برطرف نماید. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَهُۥ لَمۡ يَجِدۡهُ شَيۡٔٗا﴾) تا چون به آن رسد، اصلاً چیزی نیابد، در نتیجه به شدت پشیمان میشود، و چون امید دست یافتن به آب را ازدست میدهد، تشنگیاش بیشتر میشود. اعمال کافران نیز مانند سراب است؛ و فرد نادانی که چیزی نمیداند، اعمال کافران را مفید میپندارد، و اعمالشان وی را میفریبد، و او نیز همانند کافران گمان میبرد که این اعمال، آرزوهایش را محقق خواهد ساخت، و او نیز مانند آنان، بدان نیاز دارد، آنگونه که انسان تشنه به آب نیازمند است. تا آنگاه که کافر در روز قیامت به نزد اعمال خود میآید، میبیند که همۀ آنها باطلاند و هیچ سودی به او نمیرسانند، بلکه (﴿وَوَجَدَ ٱللَّهَ عِندَهُۥ فَوَفَّىٰهُ حِسَابَهُۥ﴾) خداوند را نزد اعمالش مییابد، و حسابش را تمام و کمال به او میدهد، و هیچ چیزی از عملش بر خداوند پوشیده و پنهان نمانده، و هیچ چیزی از اعمالش از نگاه الهی به دور نمیماند. (﴿وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾) و خداوند در حسابرسی، سریع است. پس نباید جاهلان، میعاد قیامت را دور بپندارند، بلکه قطعاً قیامت فرا خواهد رسید.خداوند اعمال کافران را به سرابی تشبیه نموده که در بیابان بیآب و علفی، شخص تشنه آن را آب میپندارد، و این مثال دلهای کافران است که در آن هیچ خیر و نیکی وجود ندارد که به سبب آن اعمالشان پاکیزه گردد؛ چون کفر ورزیدن، مانع نیکوکاری آنها میشود. (40) و مثال دوم برای بطلان اعمال کافران (﴿كَظُلُمَٰتٖ فِي بَحۡرٖ لُّجِّيّٖ﴾) بسان تاریکیهایی در دریای ژرف و مواج است، (﴿يَغۡشَىٰهُ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ مَوۡجٞ مِّن فَوۡقِهِۦ سَحَابٞۚ ظُلُمَٰتُۢ بَعۡضُهَا فَوۡقَ بَعۡضٍ﴾) که آن را موجی فرو پوشانده، و بر فرازش موجی [دیگر] است، و بر فراز آن نیز ابری است. تاریکیهایی است که بر هم انباشته شده است؛ تاریکی دریای ژرف و عمیق؛ سپس برفراز آن، تاریکی امواج انباشته؛ و بالای آن [نیز] ابرهای تیره و تار خیمه زده؛ و برفراز آن [هم] تاریکی شب سیاه و ظلمانی است. بنابراین تاریکی بسیار شدیدی است، و فردی که در این تاریکی قرار دارد، (﴿إِذَآ أَخۡرَجَ يَدَهُۥ لَمۡ يَكَدۡ يَرَىٰهَا﴾) ، هرگاه دست خود را بیرون بیاورد، با اینکه به آن نزدیک است، اما ممکن نیست دست خود را ببیند، پس چگونه میتواند چیز دیگری را مشاهده نماید؟! کافران نیز تاریکیها بر دلهایشان انباشته شده و روی هم قرار گرفته است؛ تاریکی طبیعت و سرشت که خیری در آن نیست؛ و برفراز آن، تاریکی کفر؛ و بر بالای آن، تاریکی جهل و نادانی؛ و برفراز آن ظلمت و تاریکی، اعمال و کارهایی است که برآمده از ظلمتهای مذکور میباشد. درنتیجه آنها در تاریکی مطلق حیران مانده، و در سرکشی و طغیان خود سرگرداناند. و به راه راست و صراط مستقیم پشت کردهاند و سرگشته در راههای گمراهی رفت و آمد میکنند. و این به خاطر آن است که خداوند آنان را خوار نموده، و از نور خویش بیبهرهشان کرده است. (﴿وَمَن لَّمۡ يَجۡعَلِ ٱللَّهُ لَهُۥ نُورٗا فَمَا لَهُۥ مِن نُّورٍ﴾) و کسی که خدا نوری بهرۀ او نکرده باشد، او را نوری نیست. چون نفسش ستمگر و نادان است، و در آن خیر و نوری وجود ندارد، مگر نوری که خداوند بهرۀ او کرده و به او بخشیده باشد. احتمال دارد که این دو مثال، برای تبیین اعمال کافران ذکر شده باشند؛ و هر یک از این دو مثال، با اعمال کافران منطبق است، و چون اوصاف و حالات فرق میکند، چند مثال را بیان نمود. پس مثال اول بیان حالت سران کفار است که دیگر کافران از آنها پیروی میکنند، و مثال دوم بیان حالت پیروان آنان است. والله أعلم.
4 Abdolmohammad Ayati
يا همانند تاريكيهايى است در دريايى ژرف، كه موجش فرو پوشد و بر فراز آن موجى ديگر و بر فرازش ابرى است تيره، تاريكيهايى بر فراز يكديگر، آن سان كه اگر دست خود بيرون آرد آن را نتواند ديد. و آن كه خدا راهش را به هيچ نورى روشن نكرده باشد، هيچ نورى فرا راه خويش نيابد
5 Abolfazl Bahrampour
يا [اعمالشان] مانند تاريكىهايى در درياى عميق و پهناور است كه موجى آن را مىپوشاند، و روى آن موجى ديگر است و بر فرازش ابرى است. ظلمتهايى است كه بر روى يكديگر قرار گرفته است. وقتى دستش را بيرون آورد ممكن نيست آن را ببيند. و هر كه را خدا برايش نورى ق
6 Baha Oddin Khorramshahi
یا [اعمالشان] همچون تاریکیهایی است در دریایی ژرف که آن را موجی فرو پوشانده و برفراز آن موجی دیگر است که برفراز آن ابری است تاریکیهایی تو بر تو، چون دستش را برآورد، چه بسا نبیندش، و هر کس که خداوند برایش نوری مقرر نداشته باشد، نوری ندارد
7 Hussain Ansarian
یا [اعمالشان] مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است، و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ [مبتلای این امواج و تاریکی ها] هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست
8 Mahdi Elahi Ghomshei
یا (مثل اعمال کافران) به ظلمات دریای موّاج عمیقی ماند که امواج آن (که شک و جهل و اعمال زشت است) بعضی بالای بعضی دیگر دریا را بپوشاند و ابر تیره (کفر) نیز فراز آن برآید تا ظلمتها چنان متراکم فوق یکدیگر قرار گیرد که چون دست بیرون آرد آن را نتواند دید، و هر که را خدا نور (علم و معرفت و ایمان) نبخشید هرگز (جان) روشنی نخواهد یافت
9 Mohammad Kazem Moezzi
یا مانند تاریکیهائی در دریائی ژرف بپوشاندش موجی (فراگیردش) از فراز آن است موجی که از فراز آن است ابری تاریکیهائی است پارهای از آنها بر فراز پارهای گاهی که برون آرد دستش را نیارد که بیندش و آنکو ننهاده است خدا برایش نوری پس نباشدش نوری
10 Mohammad Mahdi Fooladvand
يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مىپوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است. تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است. هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد، به زحمت آن را مىبيند، و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود
11 Mohammad Sadeqi Tehrani
یا مانند تاریکیهایی در دریای طغیانگر ژرفی است، که موجی بر رویش موجی دیگر، (و) بالای آن ابری است. تاریکیهایی است که بعضی بر روی بعضی انباشته است. هر گاه دستش را (از آن) بیرون آورد، هرگز آن را نبیند. و خدا برای هر کس (که) نوری ننهاده، او را هیچ نوری نیست
12 Mohsen Gharaati
یا همچون تاریکىهایى است در دریایى عمیق و متلاطم،که موجى بزرگ روى آن را مىپوشاند، و روى آن، موج بزرگ دیگرى است و بالاى آن موج، ابرى است، ظُلُماتى تو در تو. همین که دست خود را برآوَرَد، ممکن نیست کسی دست او را ببیند [تا نجاتش دهد]. و خداوند براى هر کس نورى قرار ندهد، هیچ نورى براى او نخواهد بود
13 Mostafa Khorramdel
یا (اعمال آنان) بسان تاریکیهائی در دریای ژرف موّاجی است که امواج عظیمی آن را فرا گرفته باشد و بر فراز آن امواج عظیم، امواج عظیم دیگری قرار گرفته باشد (و موجهای کوه پیکر بر یکدیگر دوند و به بالای همدیگر روند) و بر فراز امواج (خوفناک دریا) ابرهای تیره خیمه زده باشند. تاریکیها یکی بر فراز دیگری جای گرفته (و آن چنان ظلمتی و وحشتی پدید آمده باشد که مسافر دریا) هرگاه دست خود را به در آورد (و بدان بنگرد، به سبب تاریکی وحشتزای بیرون و هراس دل از جای کندهی درون) ممکن نیست که آن را ببیند. (آری! نور حقیقی در زندگی انسانها فقط نور ایمان است و بدون آن فضای حیات تاریک و ظلمانی است. نور ایمان هم تنها از سوی خدا عطاء میگردد) و کسی که خدا نوری بهرهی او نکرده باشد، او نوری ندارد (تا وی را به راه راست رهنمود کند و بر راستای راه بدارد)
14 Naser Makarem Shirazi
یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است؛ ظلمتهایی است یکی بر فراز دیگری، آن گونه که هر گاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده، نوری برای او نیست
15 Sayyed Jalaloddin Mojtabavi
يا مانند تاريكيهايى است در دريايى ژرف و بسيار موج كه پيوسته موجى آن را بپوشاند و بالاى آن موجى ديگر است و بر فراز آن ابرى [تيره] تاريكيهايى است روى يكديگر- تاريكى شب و تاريكى دريا و تاريكى ابر-، گاهى كه دست خويش بيرون آرد نتواند كه ببيندش و هر كه را خداى نورى نداده او را هيچ نورى نيست