26. شعراء آیه 104
وَاِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيْزُ الرَّحِيْمُ ࣖ ( الشعراء: ١٠٤ )
Wa inna Rabbaka la Huwal 'Azeezur Raheem
حسین تاجی گله داری:
و بیتردید پروردگار تو پیروزمند مهربان است.
English Sahih:
And indeed, your Lord – He is the Exalted in Might, the Merciful. (Ash-Shu'ara [26] : 104)
1 Mokhtasar Farsi (Persian)
و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکستناپذیری است که از دشمنانش انتقام میگیرد، و نسبت به توبهکاران آنها بخشنده است.
2 Islamhouse
و بیتردید، پروردگارت همان شکستناپذیرِ مهربان است.
3 Tafsir as-Saadi
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ و خبر ابراهيم را براي آنان بخوان.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ هنگامي كه به پدر و قومش گفت:«چه ميپرستيد؟». عبادتشان ماندگار ميمانيم».
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ گفتند:«بتهايي را ميپرستيم، و هميشه بر عبادتشان ماندگار ميمانيم».
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ گفت:«آيا هنگامي كه آنها را به كمك ميخوانيد صداي شما را ميشنوند؟».
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ يا به شما سود ميبخشند، يا زيان ميرسانند؟
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ گفتند:«نه، اما پدران و نياكان خود را ديدهايم كه چنين ميكردهاند».
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ گفت:«آيا ميبينيد كه چه چيزي را ميپرستيد؟».
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ شما و پدران پيشين شما.
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ بدون شك همة آنها دشمن من هستند، به جز پروردگار جهانيان.
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ آن ذاتي كه مرا آفريده است و هم او مرا هدايت ميكند.
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ آن خداوندي كه مرا غذا ميدهد، و [آشاميدني] مينوشاند.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ و چون بيمار شوم اوست كه مرا شفا ميدهد.
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ و آن خداوندي كه مرا ميميراند، سپس زندهام ميگرداند.
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ وخداوندي كه اميدوارم گناهانم را در روز جزا بيامرزد.
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ پروردگارا! به من حكمت ببخش، و مرا از زمرة شايستگان بگردان.
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ و براي من نام نيك در ميان آيندگان برجاي بگذار.
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ و مرا از وارثان بهشت پرناز و نعمت بگردان.
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ و پدرم را بيامرز، بيگمان او از گمراهان بود.
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ و مرا رسوا مكن روزي كه برانگيخته ميشوند.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ روزي كه اموال و اولاد [هيچ] سودي نميرسانند.
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ بلكه تنها كسي [نجات مييابد و سود ميبيند] كه با دلي پاك نزد خداوند بيايد.
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ و [در آن هنگام] بهشت براي پرهيزگاران نزديك گردانده ميشود.
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ و دوزخ براي گمراهان آشكار ميگردد.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ و به آنها گفته ميشود:«كجا هستند معبوداني كه [آنها را] پيوسته عبادت ميكرديد؟».
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ [معبودهايي] غير از خدا، آيا شما را ياري ميكنند يا خويشتنرا ياري ميدهند؟».
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ پس، آنان و گمراهان پياپي در آن [جهنم] افكنده ميشوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ و [نيز] لشكريان شيطان همگي [به دوزخ افكنده ميشوند].
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ آنان در آنجا به كشمكش ميپردازند و ميگويند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ «سوگند به خدا ما در گمراهي آشكاري بوديم».
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر ميساختيم.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ و ما را جز گناهكاران گمراه نكردهاند.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ [اينك] ما هيچ شفاعت كنندهاي نداريم.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ و هيچ دوست صميمي و دلسوزي [نداريم].
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ كاش [به دنيا] بر ميگشتيم تا از زمرة مؤمنان ميشديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ بيگمان در اين نشانهاي است، و بيشترشان مؤمن نيستند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ و قطعاً پروردگارت توانا و مهربان است.
(69 - 71) ای محمد! صلی الله علیه وسلم سرگذشت و حکایت ابراهیم خلیل را برای مردم بخوان، و ماجرای او را در این وضعیتِ خاص بیان کن. او ماجراهای زیادی دارد، اما شگفتترین اخبار، و بهترین سرگذشت او، خبری است که رسالت او را در بر دارد که از دعوت کردنِ قومش، و مجادله کردنِ با آنها، و باطل نمودنِ باورهایشان، سخن میگوید. بنابراین آن را مقید به ظرفِ زمان کرد، و فرمود: و به یاد آور زمانی را که ابراهیم به پدرش و قومش گفت: چه چیزی را میپرستید؟ آنها با افتخار پاسخ دادند: (﴿نَعۡبُدُ أَصۡنَامٗا﴾) بتهایی را پرستش میکنیم که آنها را با دستهای خود میتراشیم. (﴿فَنَظَلُّ لَهَا عَٰكِفِينَ﴾) و در بیشتر اوقات، به عبادت و پرستش آنها میپردازیم.
(72 - 74) ابراهیم با بیان اینکه بتها، سزاوار پرستش و عبادت نیستند، گفت: (﴿هَلۡ يَسۡمَعُونَكُمۡ إِذۡ تَدۡعُونَ﴾) آیا هنگامی که بتها را به کمک میخوانید، صدای شما را میشنوند تا دعایتان را پاسخ دهند؛ و مشکلات شما را حل نمایند؛ و هر امر ناگواری را از شما دور کنند؟ (﴿أَوۡ يَنفَعُونَكُمۡ أَوۡ يَضُرُّونَ﴾) یا به شما سود میبخشند، یا زیان میرسانند؟! پس آنها اقرار کردند که بتها، هیچ یک از این کارها را نمیتوانند انجام دهند؛ صدایی نمیشنوند، و سود و زیانی نمیرسانند. بنابراین وقتی ابراهیم بتها را شکست، گفت:﴿بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسَۡٔلُوهُمۡ إِن كَانُواۡ يَنطِقُونَ﴾ بلکه بزرگترشان چنین کرده است. پس، از آنها بپرسید، اگر حرف میزنند. کافران گفتند:﴿لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ﴾ تو نیک میدانی که اینها حرف نمیزنند؛ یعنی ثابت و بدیهی است [که بتها، چنین کارهایی را انجام نمیدهند]. پس به تقلید از پدران و نیاکانِ گمراهشان پناه بردند، و گفتند: (﴿بَلۡ وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا كَذَٰلِكَ يَفۡعَلُونَ﴾) آنها چیزی از این کارها را نمیتوانند بکنند، فقط ما پدران و نیاکان خود را دیدهایم که چنین میکردهاند، و ما از آنها پیروی نموده، و راهشان را در پیش گرفته، و به عادت و سنتهای آنان عمل نموده، و آن را زنده نگاه داشتهایم. ابراهیم به آنها گفت: شما و پدرانتان همه در اشتباه هستید، و شما و پدرانتان در گمراهی برابرید.
(75 - 82) (﴿أَفَرَءَيۡتُم مَّا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلۡأَقۡدَمُونَ فَإِنَّهُمۡ عَدُوّٞ لِّيٓ﴾) آیا در آنچه میپرستید، اندیشیدهاید؟! شما و پدران پیشین شما؟! (﴿أَفَرَءَيۡتُم مَّا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُمُ ٱلۡأَقۡدَمُونَ فَإِنَّهُمۡ عَدُوّٞ لِّيٓ﴾) آیا در آنچه میپرستید، اندیشیدهاید؟! شما و پدران پیشین شما؟! بدون شک همۀ چیزهایی که معبود خود میدانید، دشمن من هستند. پس اگر میتوانند کوچکترین زیانی به من برسانند، و علیه من چاره اندیشی و توطئه کنند، و دریغ نورزند! اما توانایی این را ندارند. (﴿إِلَّا رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ٱلَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهۡدِينِ﴾) به جز پروردگار جهانیان؛ ذاتی که مرا آفریده است، و همو مرا راهنمایی میکند، و فقط او نعمت آفرینش، و رهنمود کردن به سوی منافع دینی و دنیوی را ارزانی مینماید. سپس برخی از نیازهارا به طور ویژه بیان کرد، و گفت: (﴿وَٱلَّذِي هُوَ يُطۡعِمُنِي وَيَسۡقِينِ وَإِذَا مَرِضۡتُ فَهُوَ يَشۡفِينِ وَٱلَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحۡيِينِ وَٱلَّذِيٓ أَطۡمَعُ أَن يَغۡفِرَ لِي خَطِيَٓٔتِي يَوۡمَ ٱلدِّينِ﴾) پس فقط خداوند این کارها را میکند، بنابراین فقط باید او پرستش شود، و از او اطاعت گردد، و پرستش این بتها را ترک کرد، بتهایی که چیزی را نمیآفرینند، و هدایت نمیکنند، و نمیتوانند کسی را بیمار نموده و یا بهبود ببخشند. و به کسی غذا نمیدهند، و آشامیدنی نمینوشانند، و زنده نمیکنند، و نمیمیرانند، و به عبادت کنندگانِ خود سودی نمیبخشند؛ رنجهایشان را از آنان دور نکرده، و گناهانشان را نمیآمرزند. پس بسیار روشن است که شما و پدرانتان، توانایی مخالفت با این دلایل روشن را ندارید. و معلوم است که شما و آنان در گمراهی و ترک گفتن راه هدایت یکسان هستید. خداوند متعال میفرماید:﴿وَحَآجَّهُۥ قَوۡمُهُۥۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّي فِي ٱللَّهِ وَقَدۡ هَدَىٰنِ﴾ و قومش با او به جرّ و بحث و مجادله پرداختند، گفت: آیا دربارۀ خدا با من مجادله میکنید، حال آنکه او مرا هدایت کرده است؟!
( 83 - 84) سپس ابراهیم ـ علیه السلام ـ پروردگارش را فراخواند و گفت: (﴿رَبِّ هَبۡ لِي حُكۡمٗا﴾) پروردگارا! به من دانش زیادی عطا کن که به وسیلۀ آن، حلال و حرام را بدانم، و در میان مردم داوری کنم، (﴿وَأَلۡحِقۡنِي بِٱلصَّٰلِحِينَ﴾) و مرا به شایستگان از قبیل: پیامبران ملحق بگردان. و نام نیک و آوازۀ نیکو را، برای همیشه در میان آیندگان برای من برجای دار. پس خداوند دعایش را پذیرفت، و به او دانش و حکمت بخشید که به سبب آن، از برترین پیامبران گردید، و به برادران پیامبرش پیوست. و خداوند ابراهیم را، دوست داشتنی و مقبول گردانید، به گونهای که میان همۀ ملتها، و در همۀ اوقات، مورد بزرگداشت و ستایش قرار میگیرد. خداوند متعال فرموده است:﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ و برای او در [میان] آیندگان، [آوازۀ نیک] برجای گذاشتیم. سلام بر ابراهیم. این چنین نیکوکاران را پاداش میدهیم. همانا او از بندگان با ایمان ما بود.
(85) (﴿وَٱجۡعَلۡنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ ٱلنَّعِيمِ﴾) و مرا از زمرۀ کسانی بگردان که خداوند آنها را وارث بهشت میگرداند. پس خداوند دعایش را پذیرفت، و مقامش را در باغهای پر ناز و نعمت بهشت بالا برد.
(86) (﴿وَٱغۡفِرۡ لِأَبِيٓ إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ﴾) و پدرم را بیامرز، بیگمان او از گمراهان بود. و این دعا، به سبب وعدهای بود که او به پدرش داده بود، آنگاه که گفت:﴿سَأَسۡتَغۡفِرُ لَكَ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ كَانَ بِي حَفِيّٗا﴾ به زودی از پروردگارم برای تو طلب آمرزش مینمایم، بیگمان او نسبت به من مهربان است. و خداوند متعال فرموده است:﴿وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُۚ إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ لَأَوَّٰهٌ حَلِيمٞ﴾ و طلبِ آمرزشِ ابراهیم برای پدرش، فقط به خاطر وعدهای بود که به او داده بود. پس وقتی برای ابراهیم آشکار شد که پدرش دشمن خداست، از او بیزاری جست. همانا ابراهیم بردبار و بازگشت کننده [به سوی خدا] است.
(87 - 89) (﴿وَلَا تُخۡزِنِي يَوۡمَ يُبۡعَثُونَ﴾) و در روز قیامت -که مردم برانگیخته میشوند- با توبیخ نمودنم بهخاطر ارتکاب برخی از گناهان، و کیفر دادن و خوار نمودنم، مرا رسوا مکن. بلکه مرا در آن روز، خوشبخت گردان، (89) که (﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ﴾) اموال و اولاد سودی نمیرسانند، و تنها کسی نجات مییابد و سود میبرد که با دلی پاک، به نزد خدا آمده باشد. و تنها به وسیلۀ قلب پاک، آدمی از کیفر و سزا نجات مییابد، و سزاوار پاداش فراوان میگردد. دل سالم؛ یعنی دلی که از شرک و شک و محبت غیر خدا، و اصرار ورزیدن بر بدعت و گناهان به دور باشد. و باید ضمن سالم بودن از امور مذکور، به اخلاص و علم و یقین و محبت خدا متصف باشد. و باید گرایش و محبت او، تابعِ آنچه باشد که خدا میخواهد؛ و چیزی را پیروی نماید که از سوی خدا آمده است.
(90 - 95) به همین جهت از حالات آن روز بزرگ، و پاداش و سزای آن، سخن به میان آورد و فرمود: (﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾) بهشت برای کسانی که از پروردگارشان پروا داشتهاند، نزدیک است؛ کسانی که دستورات خداوند را به جای آورده؛ و از آنچه او نهی کرده، دوری نموده؛ و از ناخشنودی و عذاب وی پرهیز کردهاند. (﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ﴾) و جهنم، برای گمراهان آشکار میشود، و با همۀ عذابی که در آن وجود دارد، برایشان آماده میگردد. (﴿لِلۡغَاوِينَ﴾) کسانی که از فرمانِ الهی سرپیچی کرده، و مرتکب کارهای حرام شده، و پیامبرانش را تکذیب کرده، و حقی را که پیامبران آوردهاند، رد میکنند. و به آنان گفته میشود: (﴿أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ هَلۡ يَنصُرُونَكُمۡ أَوۡ يَنتَصِرُونَ﴾) کجایند معبودانی که به جای خدا پرستش میکردید؟ آیا شما را کمک میکنند، یا خود را یاری میدهند؟! یعنی نمیتوانند هیچ یک از این کارها را بکنند، و دروغ و رسوایی آنها آشکار میشود، و زیانمندی و ضرر و خواری و رسوایی و پشیمانیشان آشکار میگردد، و تلاش آنها بیهوده و بینتیجه میماند. پس معبودانی که عبادت میشدند، و گمراهانی که آنها را عبادت میکردند، همه در جهنم انداخته میشوند. و لشکریانِ شیطان از قبیل: انسانها و جنهایی که شیطان، آنها را به سوی گناهان و شرک ورزیدن و ایمان نیاوردن میکشاند، و بر آنها مسلط میگردد، و در نتیجه از دعوتگران راه شیطان میشوند، و در راستای خشنودی شیطان تلاش مینمایند، و مردم را به اطاعت از شیطان فرا میخوانند، و دیگران از آنان تقلید میکنند،
(96 - 104) (﴿قَالُواۡ﴾) لشکریانِ گمراهِ شیطان، به بتهایی که عبادت میکردند، میگویند: (﴿تَٱللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ إِذۡ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) سوگند به خدا که ما در گمراهی آشکاری بودیم؛ چراکه شما را، در عبادت و محبت و ترس و امید، با خدا برابر میداشتیم، و همانطور که خدا را میخواندیم، شما را هم به فریاد میطلبیدیم. پس در این هنگام، گمراهیشان برای آنها آشکار میگردد، و به گناه خود اعتراف میکنند. و خداوند در کیفر آنان، عادلانه رفتار میکند، و کیفر و سزای آنها بجاست. و آنها معبودان و بتها را، فقط در عبادت و پرستش با خداوند برابر میدانستند نه در آفرینش، چون میگویند: (﴿بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) با پروردگار جهانیان. پس آنها اقرار مینمایند که خداوند، پروردگار همۀ جهانیان است، که بتهایشان نیز از زمرۀ جهانیاناند. (﴿وَمَآ أَضَلَّنَآ إِلَّا ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾) یعنی گناهکاران و پیشوایانِ گمراهی، ما را گمراه کردند و به فساد و تباهی کشاندند، و مردم را به سوی آتش جهنم فرا خواندند. (﴿فَمَا لَنَا مِن شَٰفِعِينَ﴾) اینک ما هیچ شفاعت کنندهای نداریم که برای ما شفاعت کند، و ما را از عذاب خدا نجات بدهد. (﴿وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٖ﴾) و هیچ دوستِ نزدیک و مهربان و صمیمی نداریم که کوچکترین فایدهای به ما برساند، آنطور که در دنیا، دوستانِ صمیمی، آدمی را یاری میکنند. پس آنها از هر خیری ناامید شده؛ و به سزای کارهایی که انجام دادهاند، گرفتار میشوند؛ و آرزو میکنند که به دنیا بازگردند تا کارهای شایسته انجام دهند. (﴿فَلَوۡ أَنَّ لَنَا كَرَّةٗ﴾) ای کاش یکبار به دنیا برگردانده میشدیم! (﴿فَنَكُونَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) تا از زمرۀ مؤمنان گشته، و از عذاب نجات یافته، و سزاوار پاداش شویم. اما بعید است، و آنها راهی به آنچه میخواهند ندارند، و هر دری به روی آنان بسته شده است. (﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ﴾) بیگمان در آنچه برای شما بیان و توصیف نمودیم، (﴿لَأٓيَةٗ﴾) نشانه و پندی است برای شما، (﴿وَمَا كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) اما با وجود آمدنِ نشانههای فراوان، بیشترشان ایمان نیاوردند. قطعاً پروردگارت (بر انتقام از بي دينان) توانا و (نسبت به مؤمنان) مهربان است
4 Abdolmohammad Ayati
هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است
5 Abolfazl Bahrampour
و به راستى پروردگار تو شكست ناپذير مهربان است
6 Baha Oddin Khorramshahi
و همانا پروردگارت پیروزمند مهربان است
7 Hussain Ansarian
و یقیناً پروردگارت همان توانای شکست ناپذیر و مهربان است
8 Mahdi Elahi Ghomshei
و همانا خدای تو خدای بسیار مقتدر و مهربان است
9 Mohammad Kazem Moezzi
و همانا پروردگار تو او است عزّتمند مهربان
10 Mohammad Mahdi Fooladvand
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
11 Mohammad Sadeqi Tehrani
و بهراستی، پروردگار تو همواره همان کانون عزت (و) رحمتگر بر ویژگان است
12 Mohsen Gharaati
و همانا پروردگارت شکستناپذیر و مهربان است
13 Mostafa Khorramdel
قطعاً پروردگارت (بر انتقام از بیدینان) توانا و (نسبت به مؤمنان) مهربان است
14 Naser Makarem Shirazi
و پروردگار تو عزیز و رحیم است
15 Sayyed Jalaloddin Mojtabavi
و هر آينه پروردگار تو هموست تواناى بىهمتا و مهربان