Skip to main content

فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِيْ رَحْلِ اَخِيْهِ ثُمَّ اَذَّنَ مُؤَذِّنٌ اَيَّتُهَا الْعِيْرُ اِنَّكُمْ لَسَارِقُوْنَ  ( يوسف: ٧٠ )

falammā
فَلَمَّا
So when
پس هنگامي كه
jahhazahum
جَهَّزَهُم
he had furnished them
آماده ساخت آنها را
bijahāzihim
بِجَهَازِهِمْ
with their supplies
با ساز و برگ و بارشان
jaʿala
جَعَلَ
he put
قرار داد
l-siqāyata
ٱلسِّقَايَةَ
the drinking cup
پیمانه گندم و جو
فِى
in
در
raḥli
رَحْلِ
the bag
بار
akhīhi
أَخِيهِ
(of) his brother
برادرش
thumma
ثُمَّ
Then
سپس
adhana
أَذَّنَ
called out
اعلام کرد
mu-adhinun
مُؤَذِّنٌ
an announcer
منادی
ayyatuhā
أَيَّتُهَا
"O you
ای
l-ʿīru
ٱلْعِيرُ
(in) the caravan!
کاروانیان
innakum
إِنَّكُمْ
Indeed you
همانا شما
lasāriqūna
لَسَٰرِقُونَ
surely (are) thieves"
دزدان

Falammaa jahhazahum bijahaazihim ja'alas siqaayata fee rahli akheehi summa azzana mu'azzinun ayyatuhal'eeru innakum lasaariqoon

حسین تاجی گله داری:

پس هنگامی‌که بارهای آن‌ها را مهیا کرد، جام (آبخوری پادشاه) را در بار برادرش گذاشت، سپس ندا دهنده‌ای ندا داد: «ای کاروانیان، بدون شک شما دزد هستید».

English Sahih:

So when he had furnished them with their supplies, he put the [gold measuring] bowl into the bag of his brother. Then an announcer called out, "O caravan, indeed you are thieves." (Yusuf [12] : 70)

1 Mokhtasar Farsi (Persian)

پس وقتی یوسف علیه السلام به خدمتکارانش دستور داد که شتر برادرش را از طعام بارگیری کنند پیمانۀ پادشاه را که با آن آذوقه برای کسانی‌که برای گرفتن آذوقه می‌آمدند پیمانه می‌کرد بدون علم برادرانش در بار برادر تنی خویش قرار داد تا از این طریق او را کنار خویش نگه دارد. پس وقتی‌که برای بازگشت به‌سوی خانواده‌شان به راه افتادند منادی‌ای از پشت سرشان ندا زد: ای صاحبان شترهای بارگیری ‌شده با آذوقه، همانا شما دزد هستید.