قَالَ اِنِّيْ لَيَحْزُنُنِيْٓ اَنْ تَذْهَبُوْا بِهٖ وَاَخَافُ اَنْ يَّأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَاَنْتُمْ عَنْهُ غٰفِلُوْنَ ( يوسف: ١٣ )
qāla
قَالَ
He said
گفت
innī
إِنِّى
"Indeed, [I]
همانا من
layaḥzununī
لَيَحْزُنُنِىٓ
it surely saddens me
محزون می کند مرا
an
أَن
that
که ببرید
tadhhabū
تَذْهَبُوا۟
you should take him
که ببرید
bihi
بِهِۦ
you should take him
او را
wa-akhāfu
وَأَخَافُ
and I fear
و می ترسم
an
أَن
that
که بخورد او را
yakulahu
يَأْكُلَهُ
would eat him
که بخورد او را
l-dhi'bu
ٱلذِّئْبُ
a wolf
گرگ
wa-antum
وَأَنتُمْ
while you
در حالي كه شما
ʿanhu
عَنْهُ
of him
از آن
ghāfilūna
غَٰفِلُونَ
(are) unaware"
بی خبران
Qaala innee la yahzununeee an tazhaboo bihee wa akhaafu anyyaakulahuz zi'bu wa antum 'anhu ghaafiloon
حسین تاجی گله داری:
(یعقوب) گفت: «آنکه او را ببرید مرا اندوهگین میکند، و از این میترسم که گرگ او را بخورد، در حالیکه شما از او غافل باشید!».
English Sahih:
[Jacob] said, "Indeed, it saddens me that you should take him, and I fear that a wolf would eat him while you are of him unaware." (Yusuf [12] : 13)
1 Mokhtasar Farsi (Persian)
یعقوب علیه السلام به پسرانش گفت: همانا بردن او توسط شما مرا اندوهگین میسازد؛ زیرا بر فراق او شکیبایی نمیکنم، و بر او میترسم درحالیکه شما به چرا و بازی سرگرم هستید گرگ او را بخورد.