و الله مثلی زده است: قریهای که ایمن و آسوده بود، همواره روزیاش به فراوانی از هرجا میرسید، پس (اهلش) به نعمتهای الله ناسپاسی کردند، آنگاه الله به (کیفر) آنچه که انجام میدادند؛ لباس گرسنگی و ترس (و نا امنی) را بر آنها پوشانید (و طعمش را چشانید).
English Sahih:
And Allah presents an example: a city [i.e., Makkah] which was safe and secure, its provision coming to it in abundance from every location, but it denied the favors of Allah. So Allah made it taste the envelopment of hunger and fear for what they had been doing. (An-Nahl [16] : 112)
1 Mokhtasar Farsi (Persian)
و الله مثال شهری - یعنی مکه- را زده است که ایمن بود و ساکنانش نمیترسیدند، و آرام بود درحالیکه مردم پیرامونش ربوده میشدند، و رزق آن گوارا و آسان از هر مکانی بهسویش سرازیر میشد، اما ساکنانش به نعمتهایی که الله بر آنها ارزانی داشته بود کفر ورزیدند و شکرش را به جای نیاوردند، پس الله آنها را بهسبب کفر و تکذیبی که مرتکب میشدند با گرسنگی و ترس شدیدی که بدنهایشان را بیقرار و ضعیف ساخت مجازات کرد، به حدی که گرسنگی و ترس برایشان مانند لباس شد (همیشه با آنها بود).
2 Islamhouse
و الله شهری [همچون مکه] را مثال میزند که امن و آرام بود [و] روزیاش از هر سو به آسانی و فراوانی میرسید؛ ولی [مردمانش] نسبت به نعمتهای الهی ناسپاسی نمودند و آنگاه الله [نیز] به سزاى آنچه مرتکب میشدند، طعم گرسنگى و ترس را به [اهالی] آن چشانید.
3 Tafsir as-Saadi
Please check ayah 16:113 for complete tafsir.
4 Abdolmohammad Ayati
خدا قريهاى را مثَل مىزند كه امن و آرام بود، روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مىرسيد، اما كفران نعمت خدا كردند و خدا به كيفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلايشان ساخت
5 Abolfazl Bahrampour
و خداوند شهرى را مثل زده است كه امن و آرام بود و رزقش به وفور از هر طرف به آن مىرسيد، اما كفران نعمت خدا كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد
6 Baha Oddin Khorramshahi
و خداوند [اهل] شهری را مثل زند که امن و آسوده به سر میبرد و روزی آن از هر سو به خوشی و فراوانی میرسید، آنگاه به نعمتهای الهی کفرانورزید، و سپس خداوند به کیفر کار و کردارشان بلای فراگیر گرسنگی و ناامنی را به آنان چشانید
7 Hussain Ansarian
و خدا [برای پندآموزی به ناسپاسان] مَثَلی زده است: شهری را که امنیت و آسایش داشت و رزق و روزیِ [مردمش] به فراوانی از همه جا برایش می آمد، پس نعمت خدا را ناسپاسی کردند، در نتیجه خدا به کیفر اعمالی که همواره مرتکب می شدند، بلای گرسنگی و ترس فراگیر را به آنان چشانید
8 Mahdi Elahi Ghomshei
و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد مثل شهری را که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی میکردند و از هر جانب روزی فراوان به آنها میرسید تا آنکه اهل آن شهر نعمتهای خدا را کفران کردند، خدا هم به موجب آن کفران و معصیت طعم گرسنگی و بیمناکی را به آنها چشانید و چون لباس، سراپای وجودشان را پوشاند
9 Mohammad Kazem Moezzi
و برزده است خدا مثَلی شهری که بود آسوده و آرام میآمدش روزیش فراوان از هر سوی پس کفر ورزید به نعمتهای خدا پس چشانیدش خداوند جامه گرسنگی و ترس را بدانچه بودند میکردند
10 Mohammad Mahdi Fooladvand
و خدا شهرى را مَثَل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مىرسيد، پس [ساكنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند، و خدا هم به سزاى آنچه انجام مىدادند، طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد
11 Mohammad Sadeqi Tehrani
و خدا (برای ناسپاسان) گروهی را مَثَل زده است که غرق در امن و امان بودند، در حالی که روزیشان از هر سو برایشان به گونهای فراوان میرسید. پس نعمتهای خدا را کفران کردند و خدا (هم) به سزای آنچه بر میساختهاند، لباس گرسنگی و هراس را به آنان چشانید
12 Mohsen Gharaati
و خداوند [براى شما] آبادیاى را مثال مىزند که امن [و آرام] بود، روزیش از هر سو فراوان مىرسید، اما [مردم آن آبادی] نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند، پس خداوند به [سزاى] آنچه انجام مىدادند، پوشش فراگیر گرسنگى و ترس را بر آنان چشانید
13 Mostafa Khorramdel
خداوند (برای آنان که کفران نعمت میکنند، داستان) مردمان شهری را مثل میزند که در امن و امان بسر میبردند و از هر طرف روزیشان به گونهی فراوان به سویشان سرازیر میشد، امّا آنان کفران نعمت خدا کردند، و خداوند به خاطر کاری که انجام دادند، گرسنگی و هراس را بدیشان چشانید (و نعمتها را از ایشان سلب گردانید و بلاها بدانان رسانید)
14 Naser Makarem Shirazi
خداوند (برای آنان که کفران نعمت میکنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا میرسید؛ امّا به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام میدادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید
15 Sayyed Jalaloddin Mojtabavi
و خداوند شهرى را مَثَل مىزند كه امن و آرام بود، روزى آن به فراوانى از هر جاى مىرسيد، اما [مردم آن] نعمتهاى خداى را ناسپاسى كردند، پس خداوند به سزاى آن كارها كه مىكردند جامه گرسنگى و ترس به آنها چشانيد