سپس بعد از آن غم و اندوه، آرامشی (به صورت) خواب سبکی بر شما فرو فرستاده، که گروهی از شما را فرا گرفت. و گروهی دیگر (= منافقین) در فکر جان خود بودند، و دربارۀ خدا، گمانهای ناروا و باطل، همچون گمانهای زمان جاهلیت داشتند. میگفتند: «آیا چیزی از نصرت و پیروزی نصیب ما میشود؟» بگو: «همه کارها (شکست و پیروزی) به دست الله است». آنها چیزی را در دلهای شان پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند، میگویند: «اگر ما را در این کار اختیاری بود (و بهرهای از پیروزی داشتیم) در اینجا کشته نمیشدیم». بگو: «اگر شما در خانههای خود هم بودید، کسانیکه کشته شدن بر آنان نوشته شده بود؛ قطعاً به قتلگاههای خود، بیرون میآمدند». و (اینها) برای این است که الله، آنچه را در سینههایتان (پنهان) دارید، بیازماید، و آنچه را در دلهای تان است؛ خالص و پاک گرداند. و الله به (راز) درون سینهها آگاه است.
English Sahih:
Then after distress, He sent down upon you security [in the form of] drowsiness, overcoming a faction of you, while another faction worried about themselves, thinking of Allah other than the truth – the thought of ignorance, saying, "Is there anything for us [to have done] in this matter?" Say, "Indeed, the matter belongs completely to Allah." They conceal within themselves what they will not reveal to you. They say, "If there was anything we could have done in the matter, we [i.e., some of us] would not have been killed right here." Say, "Even if you had been inside your houses, those decreed to be killed would have come out to their death beds." [It was] so that Allah might test what is in your breasts and purify what is in your hearts. And Allah is Knowing of that within the breasts. (Ali 'Imran [3] : 154)
1 Mokhtasar Farsi (Persian)
بعد از این درد و دلتنگی، آرامش و اطمینانی بر شما نازل فرمود، به این صورت که گروهی از شما را – که وعدۀ الله را باور داشتند- را بهسبب اطمینان و آرامشی که در دلهایشان بود خواب سبکی در برگرفت، و گروهی دیگر که نه اطمینانی به آنها رسید و نه خوابی سبک، همان منافقان هستند که هیچ اندوهی جز سلامتی خودشان ندارند، پس آنها در اضطراب و ترس به سر میبرند، و به الله گمان بد دارند، این گمان که الله به رسولش یاری نمیرساند و بندگانش را تقویت نمیکند، همانند ظن اهل جاهلیت که الله را آنگونه که شایسته است نشناختند، این منافقان بهخاطر جهل به الله میگویند: خروج برای پیکار، هیچ حق انتخابی نداریم، و اگر اختیار داشتیم خارج نمیشدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اختیار تمام امور به دست الله است، اوست که هرچه بخواهد مقدر میکند، و هرچه اراده کند حکم میگرداند، و او تعالی خروج شما را مقدر کرد. و این منافقان، از شک و بدگمانیای که بر تو آشکار نمیکنند بر خویشتن میترسند، چنانکه میگویند: اگر حق انتخابی در خروج داشتیم، در این مکان نمیجنگیدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر دور از مواضع قتل و مرگ، در خانههایتان بودید، بهطور قطع کسانی از شما که الله بر قتل آنها حکم کرده است بهسوی قتلگاه خویش خارج میشدند. و الله این حکم راصادر نکرده است مگر به این هدف که نیّات و اهداف قلبی شما را بیازماید، و ایمان و نفاق آن را متمایز سازد، و الله از آنچه در سینههای بندگانش وجود دارد آگاه است و ذرهای از آن بر او پوشیده نمیماند.
2 Islamhouse
سپس [الله] بعد از آن اندوه، آرامشی بر شما فروفرستاد [به گونهاى] كه گروهى از شما را [به سبب اطمینان و آرامشی که در دلهایشان بود] خوابى سبک فراگرفت و گروهی دیگر [= منافقان] تنها در فکر جان خود بودند و دربارۀ الله گمانهای ناروا [و باطلی] همچون گمانهای [دوران] جاهلیت داشتند. آنان میگفتند: «آیا ما در این کار اختیاری داریم؟» [ای پیامبر، به آنان] بگو: «همۀ کارها [و شکست و پیروزی] به دست الله است». آنها چیزی را در دلهایشان پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند [و] میگویند: «اگر در این کار اختیار داشتیم، در اینجا کشته نمیشدیم». بگو: «اگر شما در خانههای خود نیز بودید، کسانی که کشتهشدن بر آنان مقرر شده بود، قطعاً [با پاى خود] به سوى قتلگاههای خویش مىرفتند». و [این رویدادها] برای آن است که الله آنچه را در سینههایتان [پنهان] دارید [در عمل] بیازماید و آنچه را در دلهایتان است پاک گردانَد؛ و الله از [راز] درون سینهها آگاه است.
3 Tafsir as-Saadi
إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ، آنگاه که مي گريختيد و به کس نمي نگريستيد و پيامبر شما را از پشت سرفرا مي خواند پس به پاداش ، غمي بر غم شما افزود اکنون اندوه آنچه را که از دست داده ايد ، يا رنجي را که به شما رسيده است ، مخوريد خدا به هر کاري که مي کنيد آگاه است. ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ، آنگاه ، پس از آن اندوه ، خدا به شما ايمني ارزاني داشت ، چنان که ، گروهي را خواب آرام فرو گرفت اما گروهي ديگر که چون مردم عصر جاهلي به خدا گماني باطل داشتند ، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مي گفتند : آياهرگز کار به دست ما خواهد افتاد ? بگو : همه کارها به دست خداست آنان در دل خود چيزي را پنهان مي دارند که نمي خواهند براي تو آشکارش سازند مي گويند : اگر ما را اختياري بود اينجا کشته نمي شديم بگو : اگر در خانه هاي خود هم مي بوديد ، کساني که کشته شدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مي رفتند خدا آنچه را که در سينه داريد مي آزمايد و دلهايتان را پاک مي گرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است. (153) خداوند حالت آنها را، به هنگام شکست خوردنشان درجنگ، بیان میدارد و آنان را به خاطر آن، مورد عتاب قرار میدهد. پس فرمود: (﴿إِذۡ تُصۡعِدُونَ﴾) هنگامی که در حال گریختن بودید، (﴿وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدٖ﴾) و هیچ یک از شما به دیگری توجهی نمیکرد، و هر یک از شما، جز به فرار و نجات خود نمیاندیشید. درحالی که خطر بزرگی بر شما نبود؛ زیرا شما نزدیکترین مردم به دشمنان و در خط مقدم جنگ نبودید، (﴿وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ﴾) و پیامبر از پشت سر، شما را صدا میزد که «ای بندگان خدا! به سوی من بیایید»، و شما به او توجه نکردید، و به سوی او برنگشتید. پس فرار، خود موجب سرزنش است، و صدا زدن پیامبر و اینکه میبایست او را بر خود مقدم دارید، اما به او پاسخ ندادید و به طرف وی نرفتید، سبب سرزنش بزرگتری است. (﴿فَأَثَٰبَكُمۡ﴾) پس شما را در مقابل کارتان مجازات کرد، (﴿غَمَّۢا بِغَمّٖ﴾)یعنی غمی بر غمتان افزود، غمی به سبب از دست دادن پیروزی و غنیمت، و غمی به سبب شکست خوردنتان، و غمی دیگر که همۀ غمها را از یاد شما برد، و آن این بود که خبر کشته شدن محمد صلی الله علیه وسلم را، شنیدید. اما خداوند به سبب لطف و مهربانی و عنایتی که نسبت به بندگان خویش دارد، همۀ این چیزها را مایۀ خیر بندگان مؤمن خود گردانید، پس فرمود: (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ﴾) تا بر آنچه که از دست داده اید، از قبیل: پیروزی، غمگین نگردید. (﴿وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾)و به خاطر کشته و زخمی شدن، و شکستی که به آن دچار شدید، محزون نگردید، و آن زمانی بود که برایتان محقق شد، پیامبر صلی الله علیه وسلم کشته نشده است. پس همۀ این مصیبتها برایتان آسان گردید، و از زنده بودن پیامیر صلی الله علیه وسلم که تسلی بخش هر مصیبت و مشکلی بود، شادمان شدید. خداوند در مشکلات و مصیبتها اسرار و حکمتهای عجیبی قرار داده است. و همۀ این امور از روی دانش و کمال آگاهی خداوند نسبت به کارها و ظاهر و باطن شما، انجام میشود، بنابراین فرمود: (﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾) و خداوند به آنچه میکنید آگاه است. (154) و احتمال دارد که معنی (﴿لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواۡ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡ﴾) این باشد که خداوند این غم و مصیبت را، برای شما پیش آورد تا پا برجا و استوار بمانید و به هنگام مشکلات، بردباری و صبر را تمرین کنید، و تحمل دشواریها برایتان آسان شود. (﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيۡكُم مِّنۢ بَعۡدِ ٱلۡغَمِّ﴾) و پس از غمی که به شما رسیده بود، (﴿أَمَنَةٗ نُّعَاسٗا يَغۡشَىٰ طَآئِفَةٗ مِّنكُمۡ﴾) آرامشی را بر شما نازل کرد، بهگونهای که خواب سبکی، گروهی از شما را فرا گرفت. و شکی نیست که این، رحمت خدا و احسان او نسبت به آنها بود، و باعث تثبیت دلهایشان، و اطمینان بیشتر آنان گردید؛ زیرا کسی که میترسد، خواب و چرت، او را فرا نمیگیرد، چون او در دل ترس دارد، پس وقتی ترس از دل او دور شد، میتواند بخوابد و چرت بزند. و گروهی که خداوند بهوسیلۀ خواب سبک بر آنها انعام نمود، مؤمنان بودند؛ کسانی که جز اقامۀ دین خدا و بهدست آوردن خشنودی پروردگار و پیامبرش و مصلحت برادران مسلمانشان، هدف دیگری نداشتند. و اما گروه دیگر کسانی بودند که (﴿قَدۡ أَهَمَّتۡهُمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) فقط به فکر خودشان بودند، و به خاطر اینکه منافق بودند یا به سبب اینکه ایمانشان ضعیف بود، به فکر کسی دیگر نبودند، بنابراین چرت و خواب سبک که دیگران را فرا گرفته بود، به آنها نرسید (﴿يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ مِن شَيۡءٖ﴾) این استفهام انکاری است. پس معنی آن چنین است: ما از پیروزی بهرهای نداریم. پس نسبت به پروردگار و آیین و پیامبرش، گمان بد بردند، و تصور کردند که خداوند پیامبر را یاری نمیدهد، و این شکست، کار وی را فیصله میدهد، و دین خدا را به کلی نابود میسازد. خداوند متعال در جواب آنان فرمود: (﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَمۡرَ كُلَّهُۥ لِلَّهِ﴾) «امر» شامل امر تقدیری و امر شرعی میشود. پس هر چیزی، حسب قضا و تقدیر الهی انجام میشود. و سرانجام خداوند، پیروزی را نصیب دوستان خود، و کسانی که از او اطاعت میکنند، میگرداند، گر چه برای آنها مشکلاتی پیش بیاید. (﴿يُخۡفُونَ فِيٓ أَنفُسِهِم مَّا لَا يُبۡدُونَ لَكَ﴾) منافقان در دل خود چیزهایی را پنهان میدارند که آن را برای تو آشکار نمیکنند؛ سپس خداوند چیزی را که آنها پنهان میداشتند، بیان کرد و فرمود: (﴿يَقُولُونَ لَوۡ كَانَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَمۡرِ شَيۡءٞ﴾) میگویند: اگر با ما در این امر رایزنی و مشورتی میشد، (﴿مَّا قُتِلۡنَا هَٰهُنَا﴾) در اینجا کشته نمیشدیم. و این انکار و اعتراضی است از جانب آنها، که به مثابۀ تکذیب تقدیر الهی و تخطئه کردن رأی پیامبر صلی الله علیه وسلم و رأی یارانش میباشد؛ چراکه آنان پیامبر و یارانش را ساده لوح میانگاشتند و خود را بهتر و شایستهتر میدانستند. خداوند آنها را چنین جواب داد: (﴿قُل لَّوۡ كُنتُمۡ فِي بُيُوتِكُمۡ﴾) بگو: اگر در خانههایتان [هم] بودید ـ که کشته شدن در خانه بعید به نظر میرسدـ(﴿لَبَرَزَ ٱلَّذِينَ كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَتۡلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمۡ﴾)آنهایی که کشته شدن بر آنها مقدر شده بود، به محل کشته شدن خود، بیرون میآمدند، پس اسباب ـ هرچند بزرگ باشند ـ زمانی میتوانند به انسان سودی برسانند که قضا و تقدیر الهی با آن مخالف نباشد. پس هرگاه تقدیر با اسباب مخالفت ورزد، اسباب هیچ سودی نمیرسانند؛ زیرا آنچه را خداوند در رابطه با مرگ و زندگی در لوح محفوظ نوشته است، باید اجرا شود. (﴿وَلِيَبۡتَلِيَ ٱللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمۡ﴾) و تا خداوند آنچه را از نفاق یا ضعف ایمان در سینههایتان دارید، بیازماید. (﴿وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾) و تا دلهایتان را، از وسوسههای شیطان و صفتهای ناپسندی که در آن اثر گذاشته است، خالص و پاک گرداند. (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾) و خداوند به آنچه در سینههاست، آگاه است؛ یعنی آنچه را که سینهها پنهان کرده اند، میداند. پس علم و حکمت او اقتضا مینماید اسبابی را مقدر کند که امور پنهان سینهها، و رازها را بهوسیلۀ آن آشکار نماید.
4 Abdolmohammad Ayati
آنگاه، پس از آن اندوه، خدا به شما ايمنى ارزانى داشت، چنان كه گروهى را خواب آرام فرو گرفت. اما گروهى ديگر كه چون مردم عصر جاهلى به خدا گمانى باطل داشتند، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مىگفتند: آيا هرگز كار به دست ما خواهد افتاد؟ بگو: همه كارها به دست خداست. آنان در دل خود چيزى را پنهان مىدارند كه نمىخواهند براى تو آشكارش سازند. مىگويند: اگر ما را اختيارى بود اينجا كشته نمىشديم. بگو: اگر در خانههاى خود هم مى بوديد، كسانى كه كشتهشدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مىرفتند. خدا آنچه را كه در سينه داريد مىآزمايد و دلهايتان را پاك مىگرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است
5 Abolfazl Bahrampour
سپس از پى آن غم، آرامشى بر شما نازل كرد، خوابى كه جمعى از شما را فرا گرفت و گروهى كه تنها در فكر جان خويش بودند گمانهاى نادرستى، در بارهى خدا چون گمان دورهى جاهليّت داشتند، مىگفتند: آيا ما را از اين كار چيزى هست؟ بگو: سر رشته همه كارها به دست خد
6 Baha Oddin Khorramshahi
سپس، پس از آن غم و محنت، آرامشی [به صورت] خوابی سبک بر شما نازل کرد که گروهی از شما را فراگرفت، و گروهی دیگر هم بودند که فقط در غم جان خویش بودند و اندیشههای ناسزاواری درباره خداوند داشتند که همچون پندارهای جاهلیت بود، میگفتند آیا ما را در این کار اختیاری هست؟ بگو سررشته همه کارها به دست خداوند است، و در دل خویش چیزهایی مینهفتند که بر تو آشکار نمیکردند، میگفتند اگر ما را در این کار اختیاری بود، در اینجا کشته نمیشدیم، بگو اگر در خانههای خویش هم بودید، کسانی که کشته شدن در سرنوشتشان نوشته شده بود، [با پای خویش] به قتلگاه خویش رهسپار میشدند، تا بدینسان خداوند نیات شما را بیازماید، و آنچه در دل دارید بپالاید، و خداوند به راز دلها آگاه است
7 Hussain Ansarian
سپس بعد از آن اندوه و غم، خواب آرام بخشی بر شما فرود آمد که گروهی از شما را [که بر اثر پشیمانی، دست از فرار برداشته به سوی پیامبر آمدید] فرا گرفت، و گروهی که فکر حفظ جانشان آنان را [در آن میدان پر حادثه] پریشان خاطر و غمگین کرده بود، و درباره خدا گمان ناحق و ناروا هم چون گمان هایِ [زمانِ] جاهلیت می بردند [که چون خدا وعده پیروزی داده پس پیروزی بدون هر قید و شرطی حقّ مسلّم آنان است! اما وقتی شکست خوردند درباره وعده خدا دچار تردید شدند و] گفتند: آیا ما را در این امر [پیروزی] اختیاری هست؟ بگو: یقیناً اختیار همه امور به دست خداست. [این نیست که چون خدا وعده پیروزی به شما داده بدون قید و شرط برای شما حاصل شود، پیروزیِ وعده داده شده، محصول صبر و تقوا، و شکست معلول سستی و نافرمانی است]. آنان در دل هایشان چیزی را پنهان می کنند که برای تو آشکار نمی سازند، می گویند: اگر ما را در این امر [پیروزی] اختیاری بود [و وعده خدا و پیامبر حقیقت داشت] در اینجا کشته نمی شدیم. بگو: اگر شما در خانه های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان لازم و مقرّر شده بود، یقیناً به سوی خوابگاه های خود [در معرکه جهاد و جنگ] بیرون می آمدند. و [تحقّق دادن این برنامه ها] به سبب این است که خدا آنچه را [از نیّت ها] در سینه های شماست [در مقام عمل] بیازماید، و آنچه را [از عیوب و آلودگی ها] در دل های شماست، خالص و پاک گرداند؛ و خدا به آنچه در سینه هاست، داناست
8 Mahdi Elahi Ghomshei
پس از آن غم، خدا شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش، گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی هنوز در غم جان خود بودند و از روی نادانی به خدا گمان ناحق میبردند (از روی انکار) میگفتند: آیا ممکن است ما را قدرتی به دست آید؟ بگو: تنها خداست که بر عالم هستی فرمانرواست. (منافقان از ترس مؤمنان) خیالات باطل خود را که در دل میپرورند با تو اظهار نمیدارند، (با خود) میگویند: اگر ما را قدرت و پیروزی بود (شکست نمیخوردیم) و در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر در خانههای خود هم بودید باز کسانی که سرنوشت آنان (در قضای الهی) کشته شدن است (از خانهها) به پای خود به قتلگاه بیرون میآمدند، تا خدا آنچه در سینه دارید بیازماید و آنچه در دل دارید پاک و خالص گرداند، و خدا از راز درون سینهها آگاه است
9 Mohammad Kazem Moezzi
سپس فرود آورد بر شما پس از اندوه برای آرامش خماری را گیجی را که فرامی گرفت گروهی از شما را و گروهی دیگر را سرگرم داشته بود جانهای ایشان گمان میبردند به خدا ناروا را گمان جاهلیت میگفتند آیا ما را است از امر چیزی بگو همانا امر همه آن از آن خدا است نهان میداشتند در دلهای خود آنچه را آشکار نمیکردند برای تو می گفتند اگر ما را از امر چیزی میبود کشته نمیشدیم در اینجا بگو اگر میبودید در خانههای خویش همانا برون میآمدند آنان که نوشته شده بود بر ایشان کشته شدن به سوی آرامگاههای خود و تا بیازماید خدا آنچه را در سینههای شما است و تا پاک کند آنچه را در دلهای شما است و خدا دانا است بدانچه در سینهها است
10 Mohammad Mahdi Fooladvand
سپس [خداوند] بعد از آن اندوه، آرامشى [به صورت] خواب سبكى، بر شما فرو فرستاد، كه گروهى از شما را فرا گرفت، و گروهى [تنها] در فكر جان خود بودند؛ و در باره خدا، گمانهاى ناروا، همچون گمانهاى [دوران] جاهليت مىبردند. مىگفتند: «آيا ما را در اين كار اختيارى هست؟» بگو: «سررشته كارها [شكست يا پيروزى]، يكسر به دست خداست.» آنان چيزى را در دلهايشان پوشيده مىداشتند، كه براى تو آشكار نمىكردند. مىگفتند: «اگر ما را در اين كار اختيارى بود، [و وعده پيامبر واقعيت داشت،] در اينجا كشته نمىشديم.» بگو: «اگر شما در خانههاى خود هم بوديد، كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعاً [با پاى خود] به سوى قتلگاههاى خويش مىرفتند. و [اينها ] براى اين است كه خداوند، آنچه را در دلهاى شماست، [در عمل] بيازمايد؛ و آنچه را در قلبهاى شماست، پاك گرداند؛ و خدا به راز سينهها آگاه است
11 Mohammad Sadeqi Tehrani
سپس (خدا) پس از آن اندوه، آرامشی (به صورت) خوابی کم و سبک، بر شما فرو فرستاد، (که) گروهی از شما را فرا گرفت. و گروهی (که) همتشان (تنها) دربارهی خودشان بود، دربارهی خدا، گمانهای ناروا، همچون گمانهای (دوران) جاهلیّت میبرند (و) گویند: «آیا ما را در این کار اختیاری هست؟» بگو: «(سررشتهی) کارها بهراستی یکسره برای خداست.» آنان چیزی را در خودهاشان نهان میدارند که برای تو آشکار نمیدارند. گویند: «اگر ما را در این کار اختیاری بود (و وعدهی پیامبر واقعیت داشت) در اینجا کشته نمیشدیم.» بگو: «اگر شما در خانههای خود (هم) بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده، بیگمان (با پای خودشان) سوی بسترها(ی مرگ)شان میرفتند؛ و برای اینکه خدا آنچه را در سینههایتان (پنهان) است بیازماید، و برای آنکه آنچه در دلهایتان (پنهان) میدارید، پاک و خالص گرداند. و خدا راز درون سینهها را بسی میداند.»
12 Mohsen Gharaati
آنگاه [خداوند] پس از اندوه شکست، با خوابى سبک [در شب بعد از حادثه اُحُد،] آرامشى بر شما فروفرستاد که گروهى از شما را [که از فرار خود پشیمان بودند] فراگرفت؛ ولى گروه دیگر که در اندیشه جان خویش بودند، و به [وعدههاى] خدا همچون دوران جاهلیت گمان ناروا داشتند، مىگفتند: «آیا در کار جنگ، برای ما اختیاری هست؟» بگو: «سررشتهی همهی کارها [چه پیروزى و چه شکست] به دست خداست.» آنها در دلهاى خود چیزى را پنهان مىدارند که براى تو آشکار نمىسازند، مىگویند: «اگر اختیار جنگ به دست ما بود، [و از شهر خارج نمیشدیم،] در این جا کشته نمىشدیم.» [به آنان] بگو: «اگر در خانههایتان نیز بودید، آنهایى که کشتهشدن بر آنها مقرّر شده بود، به سوى قتلگاه خود روانه مىشدند و [حادثهی اُحد] براى آن بود که خدا آنچه را در سینههاى شماست، بیازماید و آنچه را در دل دارید، پاک و خالص گرداند. و خداوند به آنچه در سینههاست داناست.»
13 Mostafa Khorramdel
سپس به دنبال این غم و اندوه، آرامشی به گونهی خواب سبکی بر شما چیره کرد که گروهی از (مؤمنان راستین) شما را فرا گرفت، و گروه دیگری تنها در بند خود بودند و دربارهی خدا پندارهای نادرستی چون پندارهای زمان جاهلیّت داشتند (و بر سبیل انکار) میگفتند: آیا چیزی از کار (پیروزی و نصرتی که پیغمبر به ما وعده داده بود) نصیب ما میشود؟ بگو: همهی کارها (اعم از پیروزی و شکست) در دست خدا است. (آنان در حین گفتن این سخن) در دل خود چیزهائی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند. (به خود) میگویند: اگر کار به دست ما بود (و یا: اگر برابر وعدهی محمّد، سهمی از پیروزی داشتیم،) در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر (برای جنگ بیرون نمیآمدید و) در خانههای خود هم بودید، آنان که کشتهشدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود میآمدند و (در مسلخ مرگ کشته میشدند. آنچه خدا خواست - بنا به مصلحتی که خود میدانست - در جنگ احد شد) تا خداوند آنچه را که در سینهها دارید بیازماید و تا آنچه را که در دلها دارید خالص و سره گرداند، و خداوند بدانچه در سینهها (از اسرار و رازها) است آگاه است
14 Naser Makarem Shirazi
سپس بدنبال این غم و اندوه، آرامشی بر شما فرستاد. این آرامش، بصورت خواب سبکی بود که (در شب بعد از حادثه احد،) گروهی از شما را فرا گرفت؛ اماگروه دیگری در فکر جان خویش بودند؛ (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهای نادرستی -همچون گمانهای دوران جاهلیت- درباره خدا داشتند؛ و میگفتند: «آیا چیزی از پیروزی نصیب ما میشود؟!» بگو: «همه کارها (و پیروزیها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چیزی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند؛ میگویند: «اگر ما سهمی از پیروزی داشتیم، در این جا کشته نمیشدیم!» بگو: «اگر هم در خانههای خود بودید، آنهایی که کشتهشدن بر آنها مقرر شده بود، قطعاً به سوی آرامگاههای خود، بیرون میآمدند (و آنها را به قتل میرساندند). و اینها برای این است که خداوند، آنچه در سینههایتان پنهان دارید، بیازماید؛ و آنچه را در دلهای شما (از ایمان) است، خالص گرداند؛ و خداوند از آنچه در درون سینههاست، با خبر است
15 Sayyed Jalaloddin Mojtabavi
سپس از پى آن غم، ايمنى و آرامشى بر شما فرستاد كه گروهى از شما را خوابى سبك فرا گرفت. و گروهى در انديشه خويشتن بودند، به خدا گمان ناروا داشتند، گمان دوران جاهليت. مىگويند: آيا ما را از اين كار- جنگ و نتيجه آن- چيزى- اختيارى- هست؟ بگو: همه كارها خداى راست. در دلهاى خويش چيزى را نهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىكنند. مىگويند: اگر ما را از اين كار چيزى- اختيارى- بود در اينجا كشته نمىشديم. بگو: اگر در خانههاى خود [هم] مىبوديد، كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده بود هر آينه به سوى بسترهاى مرگشان بيرون مىآمدند، [تا آنچه خدا مىداند بشود] و تا خداى آنچه را كه در سينههاى شماست بيازمايد و آنچه را كه در دلهاى شماست پاك كند و بپالايد و خداوند بدانچه در سينههاست- نيتها- داناست